تبلیغات
غبار فتنه - نقش نخبگان در تحولات اجتماعی قسمت1 -(نقش صالحان)
 
AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان
 
تاریخ :  چهارشنبه 6 دی 1391
نویسنده :  rahjo
نقش نخبگان در تحولات اجتماعی از دیدگاه امام علی (ع)

نخبگانی که در نهج البلاغه به عنوان عناصرِ تغییر و تحول جامعه مورد توجه قرار گرفته اند، گروه های مختلفی را شامل می شوند. در برخی خطبه ها، امام علی(ع) مفصلاً نقش برجسته انبیای الهی خصوصا پیامبر اسلام را در تحول و دگرگونی بنیادی جامعه توضیح داده و در مواردی، اثر و نقش حیاتی خود را به عنوان امام و رهبر جامعه تشریح فرموده و در مواردی دیگر، از نقش آفرینان تحولات جامعه تحت عنوان «اخیار و صلحا» یاد کرده اند. از طرف دیگر، در بخش هایی از نهج البلاغه، نقش مهم و حساس منافقان و نیز رهبران شیاد و فرصت طلبی که برای جلب منافع خودشان به اغوای عوام الناس می پردازند و نیز شگردهای آنان در جامعه توضیح داده شده است. توضیحات نهج البلاغه در مورد این گروه ها، فقط به معرفی آنان محدود نمی شود، بلکه فرایند تأثیرگذاری آنان نیز تحلیل می گردد که در ادامه بحث به آن می پردازیم.


نقش کسانی که در این قسمت می خوانیم :

الف) پیامبراسلام (ص)

ب) امام (ع)

ج)نیکان و صالحان




ادامه مطلب ...

الف) پیامبر اسلام(ص(

در چند خطبه نهج البلاغه، نقش پیامبر اسلام در تحول جامعه جاهلی عرب بررسی شده است. در خطبه 198 امام علی(ع) ویژگی های جامعه جاهلی را به طور مبسوط تشریح کرده و تأثیر پیامبر اکرم(ص) را در دگرگونی آن، نمایان ساخته است. طبق بیانات ایشان، قبل از بعثتِ پیامبر، جامعه در حال نابودی و فروپاشی، اعضای آن دچار سرخوردگی و ناامیدی و نظام آن، نابسامان بود:

اَزِفَ مِنْهَا قِیَادٌ، فِی انْقِطَاعٍ مِنْ مُدَّتِهَا وَاقْتِرَابٍ مِنْ اَشْرَاطِهَا وَ تَصَرُّمٍ مِنْ اَهْلِهَا وَانْفِصَامٍ مِنْ حَلْقَتِهَا وَ انْتِشَارٍ مِنْ سَبَبِهَا وَ عَفَاءٍ مِنْ اَعْلامِهَا وَ تَکَشُّفٍ مِنْ عَوْرَاتِهَا وَ قِصَرٍ مِنْ طُولِهَا.7

دنیا آماده نیستی و نابودی، زمانش در شرف پایان، نشانه های نابودی آن آشکار، موجودات در آستانه مرگ، حلقه زندگیِ آن شکسته و اسباب حیات درهم ریخته، پرچم های دنیا پوسیده و پرده هایش دریده، و عمرها به کوتاهی رسیده بود.

بر اساس این عبارات، حوزه عمل پیامبر اسلام یک جامعه رو به زوال است که از نظر نظام اجتماعی سامان درستی ندارد و مردم از رضایت و رفاه کافی حتی به نسبت زمان برخوردار نیستند. اعضای این جامعه مردمی فقیر، ناآگاه و ناراضی اند که نه نسبت به هم اعتماد دارند و نه به آینده خود امید. بعثت و انقلاب پیامبر، افراد و نیز سامان جامعه را دگرگون می کند. پیامبر با ابلاغ رسالت الهی و هدایت مردم، جامعه را متحول می سازد و به کرامت و سربلندی می رساند. در ادامه همان مطلب آمده است:

جَعَلَهُ اللُّهُ بَلاَغا لِرِسَالَتِهِ وَ کَرَامَةً لاُمَتِّهِ وَ رَبِیعا لأهْلِ زَمانِهِ8

خداوند پیامبر را ابلاغ کننده رسالت، موجب ارجمندی امت و بهاری برای مردم زمانش قرار داد.

در جای دیگر، امام(ع) بی هنجاری جامعه جاهلی را عامل رکود و فلاکت آن و پیامبر اسلام(ص) را عامل هدایت و راهنمایی مردم معرفی می کند که با ارائه خط مشی های اجتماعی، موجب بسامانی جامعه و تکامل و رشد مردم می گردد:

اَرْسَلَهُ و اَعْلاَمُ الْهُدَی دَارِسَةٌ وَ مَنَاهِجُ الدِّینِ طَامِسَةٌ، فَصَدَعَ بِالْحَقِّ وَ نَصَح لِلْخَلْقِ وَ هَدی إلَی الرُّشْدِ وَ اَمَرَ بِالْقَصْدِ.9

خداوند پیامبر اکرم(ص) را در حالی فرستاد که نشانه های هدایت از یاد رفته، و راه های دین ویران شده بود. او حق را آشکار کرد و مردم را نصیحت فرمود و همه را به رستگاری هدایت نمود و به میانه روی فرمان داد.

چنان که ملاحظه می شود، تأثیرگذاری پیامبر اسلام در جامعه جاهلی حجاز از دو طریق عمده است:

. 1فرهنگ سازی و ارائه الگوهای دینی که از آیات و بینات الهی گرفته شده است؛

2. رهبری و هدایت مردم و اجرای احکامی که موجب رشد و تکامل جامعه می گردد.

طبیعتا پیامبر اولوالعزم که صاحب کتاب و شریعت جدید است، راه و روش جدیدی به جامعه ارائه می دهد که همانا دین الهی است و از این طریق، سردرگمی و بی هنجاری جاری در جامعه را اصلاح می نماید. البته نقش وی به همین مقدار محدود نمی گردد، بلکه این فرایند با عملی ساختن دستورهای دینی در عرصه اجرایی تکمیل می شود و در فاصله ای کمتر از دو دهه، جامعه به صورت بنیادی، یعنی نه تنها در سطوح ظاهری و رفتاری، بلکه در روابط ساختی نیز متحول می شود. در واقع رهبری پیامبر عملاً با تربیت اعضای جامعه و هدایت آن ها از طریق ارائه راه ها و روش های نو همراه است؛ ولی علاوه بر ارائه نظام تربیتی و دینی جدید، هماهنگ سازی نیروها و هدایت آن ها در جهتِ واحد، موجب به بار نشستن و ثمر دادن این فرهنگ و آیین نوبنیاد در صحنه اجتماعی است. در نهج البلاغه، این نکته و نقش محوری پیامبر اسلام چنین توضیح داده شده است:

وَ اَهْلُ الاَرْضِ یَوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ وَ اَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَةٌ وَ طَرَائِقٌ مُتَشَتِّتَةٌ،... فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ وَ اَنْقَذَهُمْ بِمَکَانِهِ مِنَ الْجَهَالَةِ.10

در روزگاری (پیامبر را به نبوت برانگیخت) که مردم روی زمین دارای مذاهب پراکنده، خواسته های گوناگون و روش های متفاوت بودند... پس خدای سبحان مردم را به وسیله او از گمراهی به رستگاری هدایت کرد و از جهالت رهایی بخشید.

ب) امام(ع(

نقش امام در جامعه همانا تداوم حرکت اصلاحی پیامبر(ص) است. بنابراین اگر به طور کلی هدایت فکری و عملی جامعه به سمت رشد و کمال را هدف تلاش پیامبر بدانیم، امام نیز همین نقش را ایفا می کند؛ با این تفاوت که امام دین جدیدی عرضه نمی کند، بلکه به ترویج و تحکیم مبانی شریعت پیامبر می پردازد و به اصطلاح، نه مبشر، که مروج نظام جدید در جامعه است.

از آن جا که فراز و نشیب های جامعه همواره استعداد فروپاشی یک نظام و شکست یک حرکت را دارند، حفظ دستاوردها و نتایج یک حرکت تاریخی، محتاج قیام و تلاش فداکارانه کسانی است که از عهده چنین مهمی برمی آیند. امیر مؤمنان(ع) در تحلیل پذیرش خلافت، نیاز جامعه و ضرورت چنین قیامی را دلیل آن معرفی می نمایند:

فَخَشِیتُ اِنْ لَمْ أَنْصُرِ الْاِسْلامَ وَ اَهْلَهُ أَنْ أَرَی فِیهِ ثَلْما اَوْهَدْما.11

ترسیدم که اگر اسلام و طرفدارانش را یاری نکنم، رخنه ای در آن بینم یا شاهد نابودی آن باشم.

ملاحظه می شود که از منظر امام، حضور یک رهبر آگاه و شایسته در چنین اوضاعی می تواند سرنوشت جامعه را دگرگون کند و مسیر حرکت آن را تغییر دهد. به عبارت دیگر، با حضور یک انسان بزرگ و توانا امکان بسیج و هدایت نیروهای اجتماعی و حفظ دستاوردها و دفع خطرها فراهم می گردد و جامعه در پرتو حرکت او از شناخت و آگاهی لازم برای تداوم حرکت اصلاحی بهره مند خواهد شد:

فَنَهْضَتُ فِی تِلْکَ الاَحْدَاثِ، حَتَّی زَاحَ الْبَاطِلُ وَ زَهَقَ وَاطمَأَنَّ الدِّینُ وَتَنَهْنَهَ.12

پس در میان آن آشوب و غوغا به پا خاستم تا باطل از میان رفت و دین استقرار یافته.

گواه و موید این تحلیل، همانا تاریخ صدر اسلام است. با مراجعه به وقایع قبل از خلافت امیر مؤمنان(ع) ملاحظه می کنیم که بسیاری از آموزه ها و تعالیم پیامبر اکرم در جامعه کمرنگ شده و به ضعف گراییده بود. اما نهضت جدیدی که با حکومت امام آغاز شد، روحی تازه در کالبد جامعه دمید که احیای مجدد آن تعالیم و اصول در فرهنگ و تاریخ جامعه اسلامی را درپی داشت.

ج) نیکان و صالحان

به منظور حفظ و استمرار آثار اصلاحی رهبران دینی، نیکان و صالحانی در جامعه نقش آفرینی می کنند که تداوم بخش حرکت های اصلاحی آنان در طول تاریخ اند. اینان اگرچه مکتب جدیدی ارائه نمی دهند و صرفا به ترویج و دفاع از دستاوردهای اجتماعی رهبران بزرگ می پردازند، اما نقشی تعیین کننده در تحولات اجتماعی ایفا می کنند. در واقع، حضور و تلاش و فعالیت آنان برای جامعه سرنوشت ساز است. بنابراین، عملکرد آنان ویژگی کنش های اجتماعی تاریخی را دارد و با این ملاک، آنان در زمره کارگزارانِ تغییرات اجتماعی به حساب می آیند.

امام علی(ع) با اشاره به نقش تعیین کننده چنین افرادی، فقدان یا حداقل ندرت امثال آنان را در میان اطرافیان خود با افسوس گوشزد می کند و آثار وجودی آنان را در صورت حضور، چنین بیان می نماید:

اَیْنَ الْقَوْمُ الَّذِینَ دُعُوا اِلَی الاِسْلاَمَ فَقَبِلُوهُ، وَقَرَؤوُا الْقُرآنَ فَأَحْکَمُوهُ وَ هُیِّجُوا اِلَی الْجَهَادِ فَوَلَهُوا وَلَهَ اللِّقَاحِ اِلَی اَوْلادِهَا، وَ سَلَبُوا اَلسُّیُوفَ اَغْمَادَهَا، وَأَخَذُوا بِأطرَافِ الاَرْضِ زَحْفا زَحْفا، وَصَفّا صَفّا.13

کجا هستند مردمی که به اسلام دعوت شدند و پذیرفتند؛ قرآن تلاوت کردند و معانی آیات را شناختند؛ به سوی جهاد برانگیخته شدند و چونان شیری که به سوی بچه خود روی می آورد شیفته جهاد گردیدند؛ شمشیرها از نیام برآوردند و گرداگرد زمین را گروه گروه و صف به صف احاطه کردند.

در عبارت دیگری، امام(ع) فقدان چنین افرادی را موجب انحطاط و فساد جامعه دانسته و بر نقش تعیین کننده آنان در مسیر تاریخی تأکید کرده اند:

اَیْنَ اَخْیَارُکُمْ وَ صُلَحَاءُکُمْ وَ اَیْنَ أَحْرَارُکُمْ وَسُمَحَاؤُکُمْ... ظَهَرَ الْفَسَادُ فَلاَمُنْکِرٌ مُغَیِّرٌ وَلا زَاجِرٌ مُزْدَجِرٌ.14

کجایند خوبان و صالحان شما؟ کجایند آزادمردان و سخاوتمندان شما؟... فساد آشکار شد؛ امّا نه کسی باقی مانده که کار زشت را دگرگون کند و نه کسی که از نافرمانی و معصیت باز دارد.

در این گفتار، امام(ع) حضور چنین کسانی را مانع فروپاشی و زوال جامعه تلقی می فرمایند. از منظر ایشان، چنانچه در جامعه اخیار و صالحانی توانمند حضور داشته باشند و با توانایی، صداقت، سلامت نفس و تعهد و بینش روشن از بروز انحرافات و فسادها جلوگیری کنند، سلامت و قوت جامعه تضمین می شود. در عوض، اگر جامعه از نعمت وجود چنین نخبگان صالح و سالمی برخوردار نباشد، یا احیانا زمینه یا انگیزه کافی برای ایفای نقش آنان فراهم نگردد، عوامل فسادآفرین و انحطاط آور بدون مانع جدی، زمینه های فروپاشی ارکان فرهنگی جامعه را پدید خواهند آورد.

---------------
پی نوشت ها:

1.همان، تغییرات اجتماعی، ترجمه منصور وثوقی (چاپ سوم، تهران: نشر نی، 1370) ص30.

2. همان، ص31.

3. همان، ص146.

4. همان، ص153.

5. لوئیس کوزر، زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی (چاپ ششم، تهران: انتشارات علمی فرهنگی، 1376) ص523.

6. مرتضی مطهری، جامعه و تاریخ: مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی (تهران: انتشارات صدرا) ص475.

7. نهج البلاغه، خطبه 198، ص416 (در ارجاعات نهج البلاغه، از ترجمه روان و دقیق مرحوم آقای محمد دشتی با اندکی تصرف با این مشخصات کتاب شناختی بهره گرفته شده است: چاپ اول، انتشارات آل طه، زمستان 1379).

8. همان.

9. همان، خطبه 195، ص408.

0. همان، خطبه 1، ص238.

-1. همان، نامه 62، ص600.

11. همان.

12. همان، خطبه 121، ص230.

13. همان، خطبه 129، ص246.

14. همان، خطبه 194، ص408

---------------------------

منبع:

مجله حوزه و دانشگاه، شماره 26، سید ضیاء هاشمی(عضو هیأت علمی جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران؛)





:: مرتبط با: اخبار فتنه , مذهبی ,
:: برچسب‌ها: نقش خواص در تحولات اجتماعی از دیدگاه امام علی(ع) , نقش خواص در اتفاقات سیاسی و اجتماعی جامعه , فتنه 88 , نقش نخبگان در تحولات اجتماعی از منظر نهج البلاغه ,
آنطورى كه ما ملت خودمان را تجربه كرده‌ایم، آنطورى كه لطف و فضل الهى را مكرر آزموده‌ایم، این ملت در این نوبت هم مثل نوبتهاى قبل، مشت محكمى به دهان دشمن خواهد زد. مردم به توفیق الهى در این انتخابات یك آزمون افتخارآمیز دیگرى را به صحنه خواهند آورد و بر افتخارات خودشان خواهند افزود. این، لطف الهى است؛ ان‌شاءاللّه تحقق پیدا خواهد كرد.

مقام معظم رهبری- 25/2/92
  :: مدیر وب سایت : rahjo
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

********لــوگـــوی دوســــــتان********
تکاور 114

 پایگاه اینترنتی مقتدر مظلوم
معببر سایبری فندرسک